|
قطار بی مسافر شعر - ترانه و...
| ||
|
الو ... جانم ... بگو ..... دارم صداتو
هنوزم می شناسم خنده هاتو
بگو .... حرفی بزن .... دلتنگ بودم
چقد حرف نگفته مونده با تو
کجا بودی ؟ چه می کردی عزیزم؟
چرا گم کرده بودم رد پاتو
چه شهری را زدی از عشق بر هم
کجا چرخونده ای بازم چشاتو
کجا بازار حراج تو داغه ؟
که یک جا می خرم درد و بلاتو !
چه صنفی خنده هاتو می فروشه
کجا پیدا کنم جنس نگا تو ؟
به بوسه می فروشم جونمو باز
به جونم می خرم باغ لباتو
پس از تو لاابالی ماند و معتاد
چه کردی با دلم --این مبتلاتو ؟
چه گفتی ...؟ دوس... تم دا...ری؟ .... ندا... ری ؟
عوض کن جان من یک ذره ...جاتو
تو پروانه شدی و سوختم من
چرا ماهی نبودی ؟ تا شنا تو --
در این برکه ببینم رام و آرام
همیشه جذبه ی رقص رهاتو
====
هوا اینجا هنوزم سرد مونده
بهار من بیار آب و هوا تو
خبر داری چه آمد بر سر من ؟
چه کردی با دل من؟ ای......... خدا.....تو. [ پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 ] [ 4 بعد از ظهر ] [ كورس احمدي ]
بی تو خلوت بی تو ساکت بی تو دنیا بی پرنده
کی تحمل میکند این آسمان را بی پرنده ؟
من درختی سبز بودم پیش از این باد خزانی
اینک اما دم به دم تنهای تنها بی پرنده
مثل تقویمی که هر روزش زمستانی ست یکسر
روزگارم پر شد از کولاک و سرما بی پرنده
باد ..وحشی برف ...سنگین سر زمینی سوت و کور است
دردم از اینکه در آغوش که می خوابی پرنده؟!
گیرم امشب سرکنم با بیقراری های این دل
حال من دارد ولی فردا تماشا ! بی پرنده
خالی ام سرگیجه دارم حالم اصلا خوب نیست
می کشم با خود به هرسو این قفس را بی پرنده
سهم ما تنهایی است از زندگی از عشق و بودن
تو پرنده من پرنده هردوی ما بی پرنده!!
[ شنبه 17 فروردین1392 ] [ 12 بعد از ظهر ] [ كورس احمدي ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||